ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

377

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

آورد بنگاه داشت ، و مردمان اصفهان بتظلم آمدند ، و خطيب حمزة [ بن ] ابو القاسم را از اسپ اندر كشيدند ، و كلاه از سر [ ش ] برگرفتند ، و شغب از حد برفت ، و هاشميان رويها سياه كردند ، و از گرسنگى و قحط فرياد مىكردند ، و مىگفتند الجوع الجوع ! پس طلحة بن عباس الصيرفى از بهر ايشان خوردنى بسيار فرستاد ، و عامهء شهر و باطل پيشه‌ها [ 1 ] سرها برهنه كردند ، و با يك ديگر حرب اندر گرفتند ، و جماعتى از سواران بباب العامه هر چهار پاى كه يافتند بر در سراى مقتدر پى كردند ، و مقتدر را بيرون آوردند و ميان راه اندر بكشتند [ 1 ] ، و آنجا بباب الشماسى افتاده بود ، گياه پارهء بر عورت افكنده اندر شوال ( 245 - ب ) هم در آن سال ، و عمر او سى و هفت سال و پنج ماه بود و دوازده روز ، نسب و حليت : ابو الفضل جعفر بن احمد المعتضد . و مادرش امّ ولد نام او شعب . و مقتدر مردى اسمر و نيكو روى بود . [ وزير ] و كتاب : اول احمد بن العباس بن الحسن بود ، پس ابو الحسن علىّ بن موسى بن الفرات و ابو على محمد بن عبد اللّه بن يحيى بن خاقان ، و ابو الحسن على بن داود بن الجراح و ابو محمد حامد بن ابى العباس و اصل او از خراسان بود ، و ابو القاسم عبيد اللّه بن محمد ، و ابو العباس احمد بن عبيد اللّه بن الخصيب ، و ابو على بن محمد بن على بن مقله . و نقش خاتم او : جعفر ثق باللّه . مدت خلافت قاهر يك سال و پنج ماه و بيست و يك روز بود و بروايتى ديگر سالى و شش ماه و هجده روز بود ، برين قاعدت شورشها و فتنها متواتر بود ببغداد ، و استقامتى پيدا نيامد و اين وقت ابتداء دولت بوئيان [ 2 ] بود چنانك گفته شود ، در ايام خلفا . و قاهر را خلع كردند و ميل در كشيدند و بمرد در ماه صفر سيصد و بيست و دو اندر سرائى كه آن را دار ابو طاهر ( 246 - آ )

--> [ ( 1 ) ] باطل پيشه . ظاهرا ولگردان و صاحبان مكسب فرومايه بتصريح تجارب الامم و كامل : مقتدر در حرب با مونس بدست گروه مغاربه كشته شد و اين واقعه در خارج باب الثمانيه روى داد ( ك : 8 ص 76 ) [ ( 2 ) ] اصل : يونانيان .